چگونه از عزیزان در بحران حمایت کنیم؟


وقتی یک عزیز در بحران است، ممکن است از گفتن حرف اشتباه بترسیم. بعضی از ما سریع پیشنهاد میدهیم، بعضی سکوت میکنیم و بعضی میخواهیم فوراً همه مشکلات را حل کنیم. همراهی مؤثر معمولاً با حضور آرام، شنیدن دقیق و کمک به برداشتن یک قدم عملی آغاز میشود.
زمانی را انتخاب کنید که بتوانید بدون عجله گوش بدهید. بهجای «چرا اینطوری شدی؟» از مشاهده خود بگویید: «چند روز است میبینم خیلی تحت فشاری و نگرانتم.» اجازه دهید فرد جملهاش را تمام کند. مجبور نیستید با همه برداشتهای او موافق باشید تا رنجش را جدی بگیرید.
جملههایی مانند «دیگران هم مشکل دارند» یا «فقط خودت را مشغول کن» ممکن است راه گفتوگو را ببندند. پاسخ سادهتری انتخاب کنید: «میفهمم این وضعیت برایت سنگین است؛ بگو الان چه چیزی سختتر است.» سپس بپرسید آیا شنیدن، همراهی یا کمک عملی میخواهد. گاهی هماهنگ کردن یک مراجعه از چند ساعت نصیحت مفیدتر است.
اگر نگران ایمنی او هستید، آرام و مستقیم درباره افکار آسیب زدن به خود بپرسید. سؤال را با تهدید، تعجب یا قضاوت همراه نکنید. اگر پاسخ نشاندهنده خطر فوری است، هدف گفتوگو را به امن ماندن و رسیدن کمک تغییر دهید. قول رازداری مطلق ندهید وقتی ممکن است جان فرد در خطر باشد.
اگر فرد ممکن است همین حالا به خود آسیب بزند، او را تنها نگذارید و از خدمات اضطراری یا اورژانس بیمارستان کمک بگیرید. تا رسیدن کمک، در صورت امن بودن شرایط در کنار او بمانید. خودتان را در موقعیت خطرناک قرار ندهید و برای مدیریت بحران بهتنهایی اقدام نکنید. اگر از راه دور در تماس هستید، محل او را بپرسید و برای رساندن کمک محلی تلاش کنید.
پس از مراجعه یا ترخیص، یک پیام کوتاه و مشخص میتواند مفید باشد: «امروز چطوری؟ برای قرار فردا همراه لازم داری؟» حمایت را به یک شب محدود نکنید، اما مسئولیت درمان را هم بهتنهایی بر عهده نگیرید. با موافقت فرد، شبکهای کوچک از همراهان و متخصصان بسازید تا کارها تقسیم شود.
نگرانی برای یک عزیز خستهکننده است. زمان استراحت، کمک گرفتن از دیگران و مشورت حرفهای برای خود شما هم لازم است. داشتن مرز روشن به معنای بیمحبتی نیست. میتوانید هم دلسوز باشید و هم صادقانه بگویید چه میزان همراهی از عهدهتان برمیآید.
هنوز دیدگاه تأییدشدهای نیست.
برای ارسال دیدگاه .